حمیدرضا قاسمی

حمیدرضا قاسمی

فریاد سکوت

فریاد سکوت:برهنگیقریاد سکوت،دل شکسته:فریاد سکوت،کارکردن خر،خوردن یابو،درشکه چیفریاد سکوت،پست ترین آدمهافریاد سکوت،زنگ حسابفریاد سکوت،گل یا پوچ،به خدا اعتماد کنفریاد سکوت+حقیقت نام گوگلفریاد سکوتفریاد سکوت،شاه کلید،قفل های زندگیفریاد سکوت،شناخت شیطان،شیطانفریاد سکوت+قضاوت عجولانهفریاد سکوت+یاد مرگ+آخرین مد+کفنفریاد سکوتعالم محضر خداست+فریاد سکوتفریاد سکوت+آرزوفریاد سکوت+چادر مادرم زهرا+چادر زهرافریاد سکوت+تنهاییفریاد سکوت،آرامش،صبر مشکلات

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:12 توسط حمیدرضا قاسمی|

انسان موفق

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:57 توسط حمیدرضا قاسمی|

به بعضیا باس گفت

نوشته شده در یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:44 توسط حمیدرضا قاسمی|

به بعضیا باید گفت زیادی به تیپ و قیافت نناز



ما به اون آدامس کوچیکا هم میگیم شیک

نوشته شده در یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:35 توسط حمیدرضا قاسمی|
dsc04235.jpg
نوشته شده در یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:7 توسط حمیدرضا قاسمی|
dsc04238.jpg
نوشته شده در یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:56 توسط حمیدرضا قاسمی|
افسران - احترام سـرباز به مادر شهیــد

نوشته شده در یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 6:46 توسط حمیدرضا قاسمی|
سرتــــو بالا کن مــــــــرد مهم نیست که مو نداری ، مهم اینه که یه قلــــب بزرگ داری.....


 







به امید شفای همه ی بچه های سرطانی


خدایا به خاطر همه ی اون چیزای که دادیشکرت!

 

 

نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 23:13 توسط حمیدرضا قاسمی|
احترام به رفتگر ها

نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 23:3 توسط حمیدرضا قاسمی|
پیرمرد کارگری به داروخانه رفت و پرسید:

آقا کرم ضد سیمان دارین؟؟!!

دکتره بهش خندید و با مسخره گفت: ایرانیشو بدم یا خارجیشو؟!!

پیرمرده گفت : خارجیشو بده آخه دستام زبر شده از بس به سیمان دست زدم؛صورت دخترم خیلی نازکه نمیتونم نوازشش کنم.........
[عکس: rooze-karegar-6.jpg]

نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 23:0 توسط حمیدرضا قاسمی|
حال گیری حسابی خانم شعبده باز از مسیح علی نژاد!باز بی بنده باری و آشفتگی در راه است شهدا...مردان با غیرت چشمانی باحجاب دارند ...

نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:56 توسط حمیدرضا قاسمی|
maard (12)maard (4)zaaan (6)

نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:45 توسط حمیدرضا قاسمی|
http://euit.comule.com/up/b6b331e94c28.jpg

نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:6 توسط حمیدرضا قاسمی|

تأکید بر ناهنجار بودن پدیده استفاده از لوازم آرایشی در بین پسران و مردان اظهار میکند: استفاده از لوازم آرایشی بین پسران جوان و نوجوان در بین سنین ۱۵ تا ۲۵ سال بیشتر است.

معضل پسرانی که مثل زنان آرایش می کنند +تصاویر

مقام‮ ‬معظم‮ ‬رهبری‮ ‬اخیراً‮ ‬در‮ ‬پاسخ‮ ‬به‮ ‬استفتایی‮ ‬در‮ ‬مورد‮ ابرو برداشتن و آرایش مردان‮ ‬فرمودند‮: در صورتى که ابرو برداشتن یا آرایش کردن مردان تشبّه مرد به زن محسوب شود و یا مفسده انگیز باشد و یا ترویج فرهنگ مبتذل غرب به حساب آید، جایز نیست. اما به راستی چرا پسران ایرانی آرایش میکنند؟‮ ‬

دکتر جلیلی رواشناس در پاسخ به این سؤال که: آیا به نحوی در پسرانی که آرایش میکنند گرایش و خوی دخترانه وجود ندارد گفت : ممکن است وجود داشته باشد و یا نباشد، اکنون آنقدر آرایش مردان فراگیر است که اگر بگوییم احساسات دخترانه در این افراد هست آن وقت هویت جنسی در جامعه از بین میرود. من فکر نمیکنم در همه این افراد تمایلات دخترانه وجود دارد. وی افزود: این یک نوع عصیان بر علیه مکانیزمهایی است که میگوید این کار را بکن و آن کار نکن است. این گونه امر و نهی ها واکنش ایجاد میکند و اغلب واکنشها بیمار گونه است، باید از امر و نهی های بیهوده جلوگیری کرد و کارهای هدایتی را نیز انجام داد. سؤالی که مسئولان باید پاسخ دهند این است که چرا در سی و چند سال اخیر جامعه ما از نظر اخلاقی روز به روز در حال سقوط است؟

معضل پسرانی که مثل زنان آرایش می کنند +تصاویر

دکتر اصغر کیهان نیا، مشاور خانواده و متخصص رفتاردرمانی میگوید: یکی از دلایل آرایش مردان که پنهان است و کسی زیاد به آن توجه نمی کند اعتراض است، اعتراض به مقرارات و سختگیری های خانه، مدرسه، دانشگاه، محیط و مسئولین است. جوان ها وقتی نسبت به چیزی اعتراض دارند آنچه را که مسئولین می گویند درست برعکس آن را اجرا می کنند.

دکتر کیهان نیا ادامه داد: علت دیگر افزایش زیبایی است، برخی از مردان فکر می کنند هر چقدر زیباتر باشند و آرایش کنند بهتر می توانند جنس مخالف را جذب کنند. در صورتی ۲۰ درصد از اینگونه افراد با آرایش می توانند جنس مخالف را جذب کنند، ۸۰ درصد دختران از اینگونه پسران متنفرند. دختران اعتقاد دارند که مرد نباید آرایش کند و زیر ابرو بردارد، مرد باید اقتدار و کلام قوی داشته باشد. کیهان نیا با انتقاد از فرهنگ سازی غلط تلویزیون گفت: مثلاً من کارگری را می شناسم که زیر ابروهای خود را بر می دارد و آرایش می کند، وقتی که یک کارگر این کار را می کند اوج فرهنگ سازی غلط را می توان مشاهده کرد. قبح آرایش مردان در جامعه ما ریخته شده است، وقتی که تلویزیون برنامه ای می گذارد که در آن مجری و یا هنرپیشه زیر ابرو های خود را برداشته و آرایش کرده چه انتظاری می توان از افراد جامعه داشت. نباید به اینگونه افراد میدان داد، وقتی که تلویزیون یک هنرپیشه را با این وضع نشان می دهد باید منتظر بماند که افراد جامعه از ظاهر این فرد الگو بگیرند و آرایش کنند.

آمار استفاده ۷ درصدی از لوازم آرایش توسط مردان در ایران نشان از اقبال پسران و مردان جوان ایرانی به استفاده از لوازم آرایشی دارد که تا قبل از این به عنوان لوازم آرایش زنانه شناخته می شدند. انواع کرم، رنگ های مخصوص گریم، انواع ژل، آدامس و چسب مو، اسپری های خوشبو کننده، ریمل، سایه چشم و… که تا پیش از این به عنوان لوازم آرایش زنانه شناخته می شدند این روزها در سالن های آرایش مردانه به وفور یافت می شوند و میزان استفاده از آنها کم کم به قدری زیاد شده است که بیم آن می رود گوی سبقت را در استفاده از این لوازم آرایش از سالن های آرایش زنانه بربایند.

استفاده از لوازم آرایش توسط مردان و پسران جوان در حالی در کشورمان اتفاق می افتدکه بر اساس آمارها سن استفاده از لوازم آرایش نسبت به دو دهه گذشته در کشورمان ۱۰ سال کاهش یافته و به گفته کارشناسان نوجوانان ۱۷ ساله نیز که تا دهه های گذشته در استفاده از لوازم آرایش محتاط تر عمل می کردند این روزها گوی سبقت را از مادران خود ربوده اند. این در حالی است که ایران در مصرف لوازم آرایشی دارای رتبه دوم در آسیا و رتبه هفتم در جهان است و اگر وضع به همین منوال پیش برود احتمال اول شدن در دنیا را در مصرف لوازم آرایش نباید نادیده بگیریم. اگر چه در قدیم اصطلاحی رایج بود با این مضمون که «مرد است و ابرویش» اما این اصطلاح این روزها جایگاهی نزد پسران ندارد و آنچه در آرایشگاه های زنانه به برداشتن ابرو معروف است در سالن های آرایش مردانه به آن "کار ابرو" اطلاق می شود. اقدامی که در سالن های آرایش مردانه صندلی مخصوص به خود را دارد و پیرایشگران مجربی که گفته می شود دوره مخصوص این کار را دیده اند «کار ابرو» را برای مشتریان جوان و بعضا دامادها با هزینه ۱۵ تا ۳۰ هزار تومانی انجام می دهند. در کنار اینها کارهایی از قبیل مش و رنگن یا رنگ های مد سال که یخی و تیتانیومی است نیز مشتری های فراوانی دارد.

معضل پسرانی که مثل زنان آرایش می کنند +تصاویر

نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:51 توسط حمیدرضا قاسمی|
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90855221624849191463.jpeg

نوشته شده در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:3 توسط حمیدرضا قاسمی|

نوشته شده در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:55 توسط حمیدرضا قاسمی|
خواهرم تو داف (Duff) نیستی ...

نوشته شده در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:50 توسط حمیدرضا قاسمی|
69vklb1thf8hp5tvx0db.jpg

نوشته شده در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:37 توسط حمیدرضا قاسمی|

نوشته شده در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:35 توسط حمیدرضا قاسمی|
88.jpg

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:39 توسط حمیدرضا قاسمی|
ایرج

12965307591 فروش ویژه و زمستانه کاسکو و طوطی

فریبرز

 

ملیس

 

عکس جالب جوجه اردک jojeh ordak

شهاب

تشخیص نوع و گونه لاک پشت

کامران

نگهداری از لاک پشت های روسی (ترجمه)

برادران تاچی وانا

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:24 توسط حمیدرضا قاسمی|
_MG_96751.jpgIMG_36781.jpg

نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:16 توسط حمیدرضا قاسمی|

نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:7 توسط حمیدرضا قاسمی|
http://www.uplooder.net/img/image/10/3ce5a999f888ee9975fd67ab8e49de5e/Heavenly-90.jpg

نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 20:41 توسط حمیدرضا قاسمی|
برا خردادیا ادد لیستم

[تصویر:  10401526_625328164227412_4983678148250703625_n.jpg]

نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 20:33 توسط حمیدرضا قاسمی|

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 20:25 توسط حمیدرضا قاسمی|
شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم ...

شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی رو پخش می کرد و قطع می شد ... سر زد از افق … مهر خاوران !

شما یادتون نمیاد، قبل از شروع برنامه یه مجری می اومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد … آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم ...

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید می رفت زیر میز.

شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آآآآآآآآآآ

شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشان رو که زبون می زدی خوش رنگ تر می شد ...

شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی، مَرده با دوچرخه تو کوچه ها دور می زد و می خوند: دِریااااااا موجه کا کا ... دِریا موجه.

شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه می دادیم به نمکی، نمک بهمون می داد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار می داد، تابستون ها هم دمپایی پاره می گرفت جوجه های رنگی می داد ...

شما یادتون نمیاد، خانواده ی آقای هاشمی رو که می خواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی!

شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف می ذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم ...

شما یادتون نمیاد، سریال آیینه، دو قسمتی بود، اول زن و شوهرها بد بودند و خیلی دعوا می کردند، بعد قسمت دوم: زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه ی هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری آورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین می شود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شکر بردند همه از حسن سلیقه ی این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه می گرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه ...

شما یادتون نمیاد، جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم ...

شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید م یدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید می گرفتن!

شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت می ریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست می کردیم و بعد روشنش می کردیم و می گذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا می کرد و حرکت می کرد و ما هم کلی خر کیف می شدیم ...!!!

شما یادتون نمیاد، شیشه های همه ی خونه ها چسب ضربدری داشت.

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو می نداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس می دوید بیرون ...

شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هر کی از اونا داشت خیلی با کلاس بود ...

شما یادتون نمیاد، دستمالِ من زیر درخت آلبالو گم شده، سواد داری؟

شما یادتون نمیاد، ماه رمضون که می شد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش می گفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه!

شما یادتون نمیاد، که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو!

شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکار رو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد!

شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم!

شما یادتون نمیاد، آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی!

شما یادتون نمیاد، گوشه ی پایین برگه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند ورق می زدیم می شد انیمیشن ...

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن!

شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که می رسیدیم دستمون رو دراز می کردیم که مثلا می خوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز می کرد که دست بده بعد ما یهو به صورت ضربتی دستمون رو پس می کشیدیم و می گفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟ (قد بچه رو با دست نشون می دادیم) و بعد کرکر می خندیدیم که کنفش کردیم!

شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست می کردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت می کردیم تا حباب درست بشه!

شما یادتون نمیاد، انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه!

شما یادتون نمیاد، اون موقع ها یکی می اومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در می نوشتن: آمدیم نبودید!!

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی می پرسیدن و می موندیم توش، می گفتیم ما تا سر اینجا خوندیم!

شما یادتون نمیاد، گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرک ها یه خونه ی قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟ همون که روی بالش خال های سرخ و زرده، با بال های قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده ... شاپرک خسته میشه … بال هاشو زود می بنده … روی گلها می شینه … شعر می خونه، می خنده!

شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو می کشیدی تررررررررررررر ترررررررررررر صدا می داد!

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن می کردیم.

شما یادتون نمیاد، آسیاب بشین می شینم، آسیاب پاشو پامی شم، آسیاب بچرخ می چرخم، آسیاب پاشو، پا نمی شم؛ جون ننه جون، پا نمی شم؛ … جونِ قفل چمدون، پامی شم ... آسیاب تند ترش کن، تندتر و تندترش کن!


شما یادتون نمیاد، چرخ فلکی که چرخ و فلکش رو می آورد چهار تا جا بیشتر نداشت و با دست می چرخوندش ...

شما یادتون نمیاد، تا پلیس می دیدیم صدای ضبط ماشین رو کم می کردیم!

شما یادتون نمیاد، که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی، واقعا که هنوزم وقتی یادم میاد گریه ام می گیره.

شما یادتون نمیاد، انگشتامونو تو هم کلید می کردیم، یکیشونو قایم می کردیم، اینو می خوندیم: بر پاااا ... بر جاااا ... کی غایبه؟ مرجاااان … دروغ نگو من اینجااام …

شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده، اونم صبح اول مهر.

شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو، وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!

شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس، غذا: ریواس پلو ...!

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد.

شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه می خوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، ما را با خود ببر از کوچه ها، آآآی …

شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع می شد پرنده تو خیابون ها پر نمی زد ...

نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 20:19 توسط حمیدرضا قاسمی|
2163219181206143757320416323020123399243164.jpg

آنچه در منه آذرماهی ذاتیست خودشیفته و مغرور نبودن است

که مرا از تمام متولدین ماه های دیگر متمایز کرده است

آری، بارها غمگین بوده ام، ولی فقط برای خودم

زیرا بر این باورم که در کنارم باید همه شاد باشند

هیچ وقت جایی قدم نمی گذارم که حس مهمان ناخوانده داشته باشم

تنها چیزی که برایم مهم است انسان بودن است.

عقاید خاص خودم را دارم شاید به همین علت است

که بارها از اطرافیانم شنیده ام که تو عجیبی، افکارت پیچیده و مبهم است ...

با اینکه در من حس عمیق دوست داشتن است

هرگز حاضر به تحمیل خودم به دیگران نیستم ...

چون بر این باور هستم که دوست بدارم و دوست داشته شوم

ولی به یک شرط، اجبار نباشد ...

با تمام وجود خواستار رابطه ی همراه با آرامشم

اعتبار در زندگیم یک ارزش است

هرگز دوست ندارم کوچکترین خدشه ای بر آن وارد شود

خواهان اصالتم برای من سالم زیستن بهترین ارزش است،

هیچ وقت ارزش ها و اعتقاداتم را نادیده نمی گیرم ...

و به همه بگویید من یک آذر ماهی هستم برای معرفی همین کافیست ...

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 20:12 توسط حمیدرضا قاسمی|

نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:56 توسط حمیدرضا قاسمی|
افسران - سید علی تنها نیست

نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:49 توسط حمیدرضا قاسمی|